جرجیس
Tuesday, December 23, 2008
شعری از آنیما – از شعر بلند زایندهرود
غزل ، اين شکل شگفتانگيز که کم هم دربارهاش نوشتهايم و نمیدانم که چرا؟ و من هروقت که خواستم دربارهی غزل بنويسم، غزل نوشتهام. مثل سياهچال میماند اين شکل، نور را هم می بلعد.
که اين يکی هم شايد درآينده بيتی بشود برای خودش در غزلی که دوباره خواستم دربارهی غزل بنويسم و بايد اکنون بروم و غزلم را بنويسم.
باقی بقای شما
شعری ست از آنیما (غزلی به زبان خودش) – با کوتاهی از من دربارهاش. لینک پایین لطفن.
ابروی کور، وحشت کژدم را سیاه کرد
posted by هاتف at
5:38 AM

1 Comments:
البافی چه شد
؟؟
January 20, 2009 1:12 PM
Post a Comment
<< Home