جرجیس
Sunday, February 28, 2010
در ضرورت «سلونی قبل ان تفقدونی»
همیشه مثل همهی دیگرانی که به کلمه علاقه دارند، شکلهای تازهی کلمه، تازه برای من، انگار پیش از اولین بار دیدنشان اصلن تعریف نشده باشند در ذهن آدم، هیجانانگیز بوده برایم. از جاهای مختلف دیدهام -- و یکی از هیجانانگیزترینها، نامهایی بود که شاهد برایم خواند از رسالهیی از دویست سال پیش از بزرگی.
«چشمهی خورشید» که برگردان «سلونی قبل ان تفقدونی»ست، کتاب جالبیست. اسم خیلی چیزها را گفته که آدم فکر نمیکند اصولن اسم داشته باشند -- و همین خیلی جالبترش میکند. و هم، اینکه به نقل از علی میگوید مثلن اسم عصای موسا چه بود. و از این قبیل.
سر و کله زدن با این کتاب برایم هیجانانگیزست.
دو پست پایینتر دربارهی این کتاب و باقی ِ مسایل و برخی مطالبی که در بر دارد، چیزهایی نوشتم. و حالا بازسپاری ِ مطالبی و اسم چیزهایی، از این کتاب.
لینک پایین لطفن.
در ضرورت «سلونی قبل ان تفقدونی» Labels: کتاب
posted by هاتف at
2:24 AM
Friday, February 12, 2010
بس که خورشیدم درین حمام
شعرهای منثور را من هم مثل خیلیهای دیگر، اولینبار وقتی ژانری جدی دیدم که با بهار، در کافهی آنروزهای هتل البرز که مدتی پاتوقمان بود، بودیم و ساحت جوانیی میشو به برگردان بیژن الهی خواند برام. البته منظور این نیست که همه بار اولشان بهار خوانده براشان -- منظور اینست که «ساحت جوّ انی» کتاب مهمی هست وُ بوده برای خیلیها. دوسه سالی طول کشید. درکه که بودم با احسان استیری زیر فضایی که درکه داشت، چیزهای زیادی نوشتم ازجمله همین شعرهای منثور وُ بعد از دل همینها، خیلی بخشهای سناباد و کارهای دیگر درآمد. بعدها دیدم دیگرانی هم تلاش میکنند فضاهای ویژهی خودشان را در نثرهایی «یهجوری» (اگر صفت خوبی باشد) ایجاد کنند وُ کار بعضیشان در نوشتا هم مثلن چاپ شده. من مثل خیلی کارهای دیگرم، اینها را هم منتشر نکردهام وُ مثل خیلی کارهای دیگر منتظرند مجموعه شوند کتاب شوند. این، یکی از آن نثرهاست -- شعرهای منثور(اگر اسم درستی باشد که نمیدانم). بههرحال برای من این کارها نمودی از نمودهای بیرونیی تخیلی گسیخته وَ مقطع، ولی «در خودْ منظم وُ سخت»ست. برای من امروز ارجاعهای مشخص حسی وُ عاطفی، و در عمدهی حجمشان، کاملن خودآگاه دارند -- گو وقتی نوشته میشدهاند، پی وُ پاچهی ناخودآگاهی بوده باشند. اگرچه به زبان فروید اگر بخواهم بگویم، اینها عمومن برآمد شیرجههایی آزاد در حوزهی پیشآگاهیاند -- نه ناخودآگاهی وَ نه خودآگاهی. بههرحال.
.
دیگر اینکه بنده دوسالی قهوهییپوش بودم -- توضیح اضافه.
.
لینک پایین لطفن :
.
Labels: شعرهای منثور
posted by هاتف at
10:11 AM
Wednesday, February 10, 2010
به ج.م
حرفهاییست خطاب به جواد محقق؛ مدیرمسوول چند نشریهی موسسهی خانهکتاب
لینک پایین لطفن
به ج.مLabels: حدیث نفوس
posted by هاتف at
4:13 AM