«جرجیس»

Sunday, September 21, 2008

ترجمه‌ی قدیم قرآن از کتابخانه‌ی ابراهیم دهگان

مجموعه‌ی دهگان مشتمل بر 25000 كتاب چاپ سنگى و 255 نسخه خطی ابتدا از طريق كتابخانه‌ی ملك به كتابخانه‌ی آستان قدس واگذار شد. پس از چندى فرزندان وى صلاح و صواب دانستند چنان‌چه نسخه‌هاى مذكور در ارك باقى بماند، اولى‌تر است . به همين دليل تمامى‌ی كتب ايشان به اراك عودت داده شد و مستقيمن به كتابخانه‌ی عمومى‌ی شماره‌ی يك انتقال يافت و آن‌ها را در اطاقى نامطلوب جاى دادند و مدت‌ها در آن مكان نگهدارى (می‌شد) و محفوظ بود؛ تا اين كه در پى‌ی بارندگى‌ی شديد، سقف مكان چكه كرد و به تدريج آب باران به مخزن راه يافت. تقريبن بيش‌تر كتب دستخوش آب و رطوبت گرديد و بدين سان آسيب جبران‌ناپذيرى بر پيكره‌ی فرهنگ و اسناد وارد آمد. پس از اين اتفاق بخشى از كتب را به كتابخانه‌ی ميرجعفرى منتقل نمودند. وقتى ساختمان كتابخانه‌ی جديد در سال 1384 مورد بهره‌بردارى قرار گرفت، به تشخيص متوليان فرهنگى تمامى‌ی مخطوطات و كتب سنگى با وضعى نامناسب به كتابخانه‌ی جديدالاحداث كه به نام ابراهيم دهگان نامگذارى شده بود، انتقال يافت. كتابخانه‌ی مزبور از جمله كتابخانه‌هاى نوساز و ممتاز شهر اراك است.

بنا به گفته‌ی يك مسئول، اين كتابخانه چهار هزار نسخه خطى و سنگى را دارا بوده، در اين تاريخ مخطوطات آن شامل 32 نسخه است كه 7 نسخه آن به صورت مجموعه مى‌باشد و در كل قريب 600 عنوان را در بر مى‌گيرد و از تعداد كتب چاپ سنگى آن اطلاعى نداريم؛ اما در اين تاريخ موجودى‌ی كتابخانه با آمار و گفته‌هاى اين و آن تفاوت دارد. شايد علت آن بى‌اعتنايى، اهمال‌كارى، جابه‌جايى، آب گرفته‌گى، فرسوده‌گى و . . . بوده است.


از این‌جا

ماجرای این پست، به یک‌سال و نیم پیش برمی‌گردد که دوست – آنیما، چند برگی از یک ترجمه‌ی قدیمی‌ی قرآن را که مترجم‌ش مشخص نبود، برای‌م میل کرد. هفته‌هایی پیش که شنید این فضا راه افتاده، گفت چرا همه نخوانند؟

این برگ‌‌ها جزو نسخه‌خطی‌های کتابخانه‌ی ابراهیم دهگان بوده‌اند که دهه‌ی پنجاه، یک بار که ایرج افشار با منوچهر ستوده میهمان ابراهیم دهگان بوده در اراک، شگفت‌زده از زیبایی‌ی این نثر و تکی‌ش، از دهگان می‌خواهد اجازه دهد که عکس بگیرد؛ و می‌گیرد و در کتابی چاپ می‌کند که نسخه‌ای از آن کتاب ِ چاپ ِ دهه‌ی پنجاه – نام ش: مجموعه کمینه، چاپ شده در هشتم مهر 54 – حالا در اختیار آنیماست که یک سال و نیم پیش، از بخش ترجمه قرآن‌ش عکس گرفت و برای بعضی از جمله من، میل کرد و هفته‌یی پیش، برای بهره‌گیری‌ی بیش‌تر به من امانت داد که؛ بهشت.

اما ماجرای آن نسخه‌خطی‌ها – شاید همین باشد که در بالا آمده؛ و شاید جز این باشد – چون جای دیگری دیدم از فرزندان دهگان با عنوان «فرزندان فرهنگ‌پروریده و شریف» یاد شده که «نيت پدرشان را برآورده كردند و كتابخانه‌ی او را كه مجموعه‌ای از نسخه‌های خطی و كتاب‌های خوب چاپی بود، به كتابخانه‌ی عمومی‌ی شهر اراك سپردند؛ باشد كه شهر اراك و مقامات دولتی ارزش چنين بزرگواری‌های فردی و اجتماعی را بدانند.» و «و همچنين در همان زمان حجت‌السلام والمسلمين دانشمند معظم جناب آقای محمد خاتمی وزير محترم ارشاد اسلامی‌ی آن زمان، تقديرنامه‌ای برای بازماندگان آن مرحوم ارسال و از كار پر ارزش آنان قدردانی نمودند.» در این سایت، تعداد کتاب‌ها 2500 و تعداد نسخه‌خطی‌ها، 25 آمده؛ نه 255. به هرحال گویا قرار بوده صادق حضرتی فهرست نسخه‌خطی‌های کتابخانه‌ی دهگان را منتشر کند. نمی‌دانم کرده یا نه.

افشار درباره‌ی آن شب که میهمان دهگان بوده با منوچهر ستوده در اراک، سه ماه بعد از مرگ دهگان در مجله‌ی آینده که سردبیرش بوده، این‌ها را نوشته:

«قدر آن مرحوم متاسفانه چنان كه بايد شناخته نشد. مرحوم عباس اقبال و حبيب يغمايی به نوشته‌های او به چشم اعتنا نگريستند و مقالاتش را با احترام چاپ می‌كردند. من سعادت آن را داشتم كه شش هفت بار در اراك به ديدار ايشان نائل شوم. نخستين بار با منوچهر ستوده از بيابان‌های بيراهه تفرش به ميغان و بعد به اراك رسيديم و به خانه گشاده‌در دهگان وارد شديم. ما را پذيرفت و شب و روزی ما را با گنجينه اسناد و كتب خطی خود مشغول داشت. خدايش غريق بركات كناد كه مردی خوش‌سخن و دانشمند و تاريخ‌دان و مهمان‌نواز و محبت‌پيشه بود.»

(زورم به افشار نمی‌رسد، دست به رسم‌الخط ‌ش نبردم)

شماره‌ی هشت و نه مجله‌ی آینده ویژه‌ی آبان و آذر 63، مقاله‌ای شش‌صفحه‌ای از افشار درباره‌ی دهگان دارد؛ از صفحه‌ی 610 تا 615. گویا دهگان 25 مرداد 63 رفته.

و این‌ برگ‌ها – از فرمت gif به pdf تبدیل شد. نثر عجیب ست؛ و شاهد که دید، عین آیه‌ای را خواند و با ترجمه قیاس کرد و دیدیم که عین به عین، واژه به واژه گرفته با واژه‌های همان وقت، برابر گذاشته. یعنی ترجمه به گفته‌ی مشهور، تحت‌اللفظی‌ی همان وقت ست. اما این نوع برابرگذاری وقتی به‌مثابه یک متن و فارغ از تکه‌ها خوانده شود – مستدام – جنسی از فضا می‌سازد که حتا در سنجش با فضای متون مذهبی و عرفانی‌ی همان وقت هم، بی‌شبیه ست. تنها مشابه، تا آن‌جا که من می‌شناسم و البته تمام ش را نخوانده‌ام و چند سطری از آن دیده‌ام، ترجمه‌ی قرآن قدس – همان قرآن پاک – ست به تصحیح علی رواقی که دکتر از سر لطف نشان م داد و جلال ستاری پیرارسال که دیدم ش، بسیار غصه‌دار بود که در آن ماجرای معروف از دست دادن کتابخانه‌اش – یا وقتی دیگر و ماجرایی دیگر که حالاها یادم نیست – از دست ش داده و دلخور که چرا دیگر چاپ نشده. ‌عجالتن همین. می‌خواستم با رعایت دقیق و امانت، عین متن‌ را دوباره حروفچینی کنم که دیدم بی‌فایده ست – که چه وقتی می‌شود اصل را گذاشت؟

این برگ‌ها، نخستین مطالب مجموعه‌ی کمینه‌‌اند؛ با شماره صفحه‌ی 9 تا 22. بقیه‌ی مطالب هم از این جمله‌اند: سدیدالدین اعور، وقفنامه‌ی رشیدالدین فضل‌الله، کتابی از مولف تبصر‌ة‌العوام(منسوب به سیدمرتضی حسنی‌ی رازی، ولی در اصل، اثر جمال‌الدین ابوعبدالله محمد بن حسین بن حسن رازی/ بنا به پژوهش محمدتقی دانش‌پژوه)، جنگ بیاضی از عصر حافظ(حاوی‌ی نسخه‌ی مضبوط و مشکول از مثلثات سعدی، و اشعاری از عراقی، عبدالواسع جبلی، سعید سعد خراسانی، امیر قوامی‌ی رازی، شمس طبسی، سنایی، عطار، مولوی، پوربها، انوری، کمال‌الدین اسماعیل، اثیر، همام تبریزی، اوحدی، عماد کرمانی، سیف فرغانی، سعد بهاء، مجید همگر، حسام‌الدین نبیره، خاقانی، ادیب صابر، ناصر بخارایی، و قطب‌الدین یحیی بن زنگی‌ی شیرازی)، متن و ترجمه‌ی صیدنه(اثر بیرونی) و نسخ آن، شیرین و فرهاد سلیمی، یوسف و زلیخای خاوری‌ی شیرازی، یوسف و زلیخای مسعود قمی، دیاتسارون(ترجمه‌ی فارسی‌ی هفتصدساله‌ای از انجیل‌های چهارگانه که در زمان نادرشاه به دستور او انجام شده و در کتابخانه‌ی ملی‌ی پاریس نگهداری می‌شود)، خردنامه و اسکندر مخلوق جامی، نگاهی به فوائد لغوی کامل‌التعبیر(اثری در تعبیر خواب به قلم حبیش تفلیسی از دانشمندان سده‌ی ششم در اران)، جانورنامه(اثر تقی بن هاشم بن محمد حسین الانصاری از منشیان ظل السلطان)، حقائق‌‌الاخبار ناصری، سفرنامه‌ی طالب‌اف، افضل‌ التواریخ(جلد سوم،‌ تاریخ سلطنت مظفرالدین‌شاه، اثر غلامحسین افضل‌الملک از مستوفیان دربار مظفرالدین‌شاه که نسبش به کریم‌خان زند می‌رسد)، الاقطاب القطبیه(کتابی فلسفی مولف به سال 629، اثر عبدالقادر اهری که اهمیت‌ ش به‌ویژه به جهت شمول بر شماری از رباعی‌های خیام ست و افشار در معرفی‌ی کتاب، آن رباعی‌ها را هم نقل کرده و این رباهی‌ها را اگر عمر باشد، به همین فضا خواهم سپرد)، منتخباتی از سه شاعر شیعی(نصرة علوی رازی، حمزه‌ی کوچک ورامینی، شهاب سمنانی)، جوهرنامه‌ی نظامی، نسخه‌های شاهنامه، دستورهای سیصدساله برای زبان فارسی، آثار چاپ نشده از عباس اقبال، آثار چاپ نشده از سعید نفیسی، نسخه‌ی عرفانی مورخ 543 برلن،‌ نسخه‌ای نفیس به خط نفیس کرمانی، ظفرنامه‌ها، فرائد الفوائد در احوال مدارس و مساجد، دستور الاعقاب، جنگی از قرن هفتم، ترجمه‌های شاهنامه، کتابشناسی‌ی سعدی و حافظ، هدایة‌ التصدیق الی الحکایة الحریق(اثر فضل‌الله خنجی)، ... و چند ده کتاب دیگر، و آثار سدید السلطنه‌ی کبابی. فعلن دارم بازی می‌کنم با کتاب؛ هر کدام از مطالب ش که فکر کردم برای شاعر می‌تواند، به این فضا خواهم داد. یاد سیروس رادمنش هم به‌خیر. یک نکته‌ی دیگر؛ کتاب در چاپخانه‌ی محمدعلی فردین چاپ شده.

ترجمه‌ی قدیم قرآن از کتابخانه‌ی ابراهیم دهگان

posted by هاتف at 2:50 AM

0 Comments:

Post a Comment

<< Home