«غزلها، الفاظ سپید را هنوز میبینم»، آنیما چند شب پیش بهم داد. چند نسخه هم که به دیگران هم بدهم که تا امروز به بهار و مسعود ملکیاری و آرمان اسلامبولچی تقدیم کردهام. چند روزی هست که فکری خارخار میکند که بیایم بشمرم. این غزلهای سپید را، غزالها را، سطرهاشان را بشمرم ببینم چه میشود. امروز صبح بیشتر شد وقتی داشتم برای کتاب هفته پیشنهادهای نوروزی را تر و تمیز میکردم و از کتاب آنیما شروع کرده بودم – گفتم بیایم بشمرم. بعد چند ساعت، وقتی با بهار رفتیم نهار و قیمه خوردم و زرشکپلو با مرغ خود و ماست موسیر خوردیم و نوشابهی سیاه، در رستوران باتیس، برگشتم و شمردم. ای آنیما. همهی قیمههای دنیا حلالت.
آقایان – خانمها. آنیما شمرده. شمارهی هجاهای موجود در سطرهای پشتهمش در غزالها، یکی نباشد خیلی نزدیک به همست. آنیما کمیت هجایی سطرها را حفظ میکند اگرچه سطرهاش عروضی نیستند و نثرند؛ و این کار را به شکلی دقیق انجام میدهد. این که غزالهاش اینهمه خوشریتم میجهند، از اینجاست – جدای از نگاهداشتی که بر قافیه و بعضن ردیف دارد.
باید برای روزنامه تحشیتی بنویسم.
Labels: کتاب، آنیما
posted by هاتف at
2:27 AM
0 Comments:
Post a Comment
<< Home